افسردگی پنهان

740 425 آگاه

همیشه لبخند می زنید، در ظاهر همه چیز خوب است، ازدواجی خوب، فرزندانی خوب، شغلی مناسب که به تازگی در آن ترفیع گرفته اید، زندگیتان متعادل و کامل به نظر می رسد و دوستانتان شما را فردی خارق العاده می دانند، اما در نظر خودتان یک جای کار اشکال دارد و احساس خوبی ندارید اما چرا؟!

ممکن است به طور ناخودآگاه مدام در تلاشید تا چهره افسرده خود را پشت نقابی از لبخند و خوشحالی پنهان کنید، اما چرا پنهان کاری؟ چرا درخواست کمک نمی کنید؟

شاید نمی خواهید بپذیرید که ممکن است افسردگی به سراغتان آمده باشد، شاید فکر می کنید تنها با گذر زمان و مشغول نگه داشتن خود این افسردگی از بین خواهد رفت، شاید نمی خواهید بار مشکلاتتان را بر دوش دیگری بیاندازید پس درخواست کمک نمی کنید، شاید در پذیرش و بیان احساسات ناخوشایند خود مشکل دارید به گونه ای که حتی برای بیان این احساسات قادر به یافتن کلمات نیستید و یا شاید آن قدر کمال گرا هستید که نمی خواهید شدت مشکل خود را بپذیرید و آن را کمبود و کاستی خود می دانید پس آن را پنهان می کنید.

حتی گاه ممکن است درخواست کمک کرده باشید اما بلافاصله پشیمان شده اید و یا در اولین جلسه درمان شرکت کرده باشید اما آن را ادامه نداده اید زیرا دوست ندارید بیماری را بپذیرند اما تا کی می خواهید آن را انکار یا پنهان کنید؟ اگر شما خود نخواهید و نتوانید دردتان را نشان دهید و آن را مدام پنهان کنید دیگران چگونه می توانند به شما کمک کنند؟ اگرچه تا زمانی که خود تصمیم بر بهبود و پذیرش بیماری خود نداشته باشید هیچ کس قادر نخواهد بود به شما کمک کند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظر شما